سرویس سیاست مشرق _ آمریکا و رژیم صهیونیستی با ترور و به شهادت رساندن رهبر معظم انقلاب اسلامی ایران دست به جنایتی بیسابقه زدند.
جنایتی که به هیچیک از اصول پذیرفته شده جهانی و اخلاقی در نبردها و تخاصمها پایبندی نکرد و صراحتا گزینه وحشیگری و ذبح اخلاق را روی میز گذاشت.
این رویداد همچنین رویه دیگری هم داشت و آن اینکه این جنایت در حق کشوری بزرگ و ملتی متمدن و مذهبی انجام شد که در تاریخ جهان به علم و اخلاق و فلسفه مشهور بودند، هیچگاه برای هیچ جنگی پیشقدم نبودند و بارها و بارها نیز ناجی دیگر ملتهای جهان از شرّ ظلم و ناامنی بودهاند.
بدین قرار، آمریکا رژیم صهیونیستی خود را به لحاظ فلسفی در مخمصه "انتقام" قرار دادهاند.
چه اینکه اولا دشمنان ما رهبر عالی یک کشور را به شهادت رساندند و این اقدام حتما گزینه انتقام و قصاص را حکم میکند.
ثانیا این جنایت در حق ملتی صورت گرفت که نشان دادهاند همیشه مبتنی بر عقلانیت حرکت میکنند و انتقام خون رهبر عادل و دینی کشور نیز یک ضرورت کاملا عقلانی، فلسفی و دینی است.
ثالثا ایران باید انتقام خون رهبر شهید خود را بگیرد تا بند ناف یک ناامنی دامنگیر و ادامهدار را برای همیشه قطع کند و از طرفی با این پاسخ متقابل؛ بر استحکام و استقرار خویش بیافزاید.
و رابعا انتقام یا همان قصاص، یک ضرورت دینی برای ایرانیانی است که طی قرنها به عنوان مردمانی دینمدار و حقطلب مطرح بودهاند.

*انتقام امنیتساز و عادلانه
پس از توضیح و اثبات مفهوم انتقام و لزوم آن اما باید به چیستی و زمان این رویداد اشاره کرد.
طبعا پس از شهادت رهبر عظیمالشأن انقلاب اسلامی با طراحی مشترک صهیونیستهای سفاک و آمریکای بدعهد و جنایتکار؛ شوری عمومی در نهاد مردم و دلهای دوستدار رهبر عظیمالشأن انقلاب برپا شد که خواستار انتقام فوری و سهمگین بود. مطالبهای که البته نفرت ذاتی ایرانیان از آمریکا و اسرائیل نیز بر عمق آن افزوده و آنرا تبدیل به یکی از نقاط عطف در تاریخ ایران کرده است.
این انتقام که همانطور که در بالا اشاره کردیم؛ از وجوب عقلانی و دینی کاملی برخوردار و یک حرکت تمدّنی است باید در یک فرایند دینی، مهندسی و اجرا شود.
در واقع بایستی فرایند انتقام خون رهبر شهید انقلاب اسلامی ایران با "عقل سرد و دل گرم" طراحی شود.
شاید برای مخاطبان محترم جالب باشد که شهید سیدحسن نصرالله پس از شهادت حاجقاسم از مفهومی به نام "انتقام عادلانه" سخن میگفت.[۱]
سخنی کاملا فلسفی و مبتنی بر عقلانیت شیعی که نگاهش به انتقام و قصاص نه یک نگاه هیجانی، ناامنساز و جنگطلب بلکه یک نگاه امنیتآور و عقلایی است که به روش صحیحی انتقام را خواهد گرفت و پایههای مکتب شیعی را مستحکم میسازد.
به همین منوال بایستی برای انتقام خون رهبر شهید نیز عبارت شهید نصرالله را هم نصبالعین قرار داد و در کنار قطعی بودن بر گزینه "عادلانه" نیز تأکید کرد. تأکیدی که به دنیا این پیام را میدهد که ایران اسلامی و مردمش اگرچه همیشه آمادهاند اما جنگطلب نیستند و در عین حال از قصاص قاتلان و آمران رهبر شهید انقلاب نیز هرگز نخواهند گذشت.

*یک پیام راهبردی
در این راستا اخیراً پیامی توسط محمدباقر ذوالقدر، دبیر شورایعالی امنیت ملی کشورمان منتشر شد که بسیار حائز اهمیت است.
دبیر شورایعالی امنیت ملی در این پیام نوشت:
"مشت گرهکرده رهبر شهید در لحظه عروج، نماد ماندگار دکترین امنیت ملی ماست.
پرونده انتقام خون پاک خامنهای کبیر و شهدای مظلوم ایران، باز است و آمرین و عاملین این جنایات در وقت خود که دیر نخواهد بود، بدست «عناصر صالحه» بهسزایشان خواهند رسید."[۲]
در پیام راهبردی دکتر ذوالقدر؛ عقلانیت، استراتژی و الزام عمل به تکلیف به وضوح هرچه تمامتر قابل لمس است و این یقین را در دل مردم بزرگ ایران مستحکم میسازد که قصاص قطعی است و در وقت خودش انجام خواهد شد.
و این همان چیزی است که عقلانیت شیعی هم بهدور از شتابزدگی آنرا تأیید و اقتضا میکند.
در این راستا باید تأکید کرد که راه ترسیم شده از سوی دبیر شورایعالی امنیت ملی برای قصاص قاتلان رهبر شهید انقلاب اسلامی اولا نیاز به تقویت دارد و ثانیا بایستی از آفات هیجانی این مقوله به دور بماند.
در این وادی البته نگاه به تاریخ تعقّلورزی تشیّع و سلوک ائمه (علیهمالسلام) پس از حادثه عاشورا نیز میتواند بر عمق و استحکام "مانیفست قصاص قاتلان رهبر شهید انقلاب" بیافزاید.
***
1_https://www.javanonline.ir/0048EK
2_mshrgh.ir/1822425





۱۰:۵۱ - ۱۴۰۵/۰۴/۱۳